مدتی قبل، توفیق داشتم که در دفتر یکی از اساتید مجرب و فرهیخته کشور، به کار مشغول باشم. ایشان از متخصصین مدیریت انتخابات و تبلیغات مربوطه هم می باشند که در سال 84 نیز سرتیم تبلیغات ستاد هاشمی رفسنجانی را به عهده داشتند که با توجه به گرایشهای اصولگرایانه، بعد از آن انتخابات، از تیم هاشمی جدا می شوند.

   در خاطراتی که ایشان از آن ایام تعریف می کردند مورد جالبی بود که به سمع خوانندگان میرسانم.

   مناظرات و سوال جوابهای سال 84 بعضا بطور دسته جمعی در صداو سیما برگزار می شد  و ایشان تعریف می کردند: « ما در تیم هاشمی تنها کسی که احتمال پیروزی نمیدادیم یکیش همین آقای احمدی نژاد بود و حتی در گفتگو با وی هم به ایشان می گفتیم. ولی دکتر تنها کسی بود که صد در صد از پیروزی خود اطمینان داشت و ما به دیده حقارت به این دیدگاه مینگریستیم. حتی یکبار ایشان از من دعوت کرد که از تیم اقای هاشمی جدا و به تیم وی بپیوندم که با یک تبسم آن را رد کردم.

   در یکی از برنامه های تلوزیونی، مصادف شده بود با اذان ظهر و عصر و با توجه به اینکه همه کاندیداها قبل از رفتن جلوی دوربین گریم شده بودند، مشاهده کردم که تنها کسی که از بین اینها از جمع جدا شده و در پشت پرده مشغول نماز شد فقط همین دکتر احمدی نژاد بود، اونجا بود که به ذهنم خطور کرد که واقعا جنس این مرد با بقیه فرق دارد و در حالی که بقیه کاندیداها در تب و تاب مرور سخنان و اهداف خود با مشاورانشان بودند، ایشان به دور از این بازیها، به عبادت خدای خود مشغول شد.

   و شد آنچه باید می شد...»

منبع : نورالانوار | و شد آنچه باید می شد
برچسب ها : ایشان ,هاشمی ,تنهای ,مشغول ,آنچه باید ,احمدی نژاد